باز می آید صدای مدرسه 
بانگ شادی هوی و های مدرسه 
مرغ دل پر می زند از اشتیاق 
در هوای با صفای مدرسه
زنگ تفریح است و خوش پیچیده است 
عطر بازی در فضای مدرسه 
بوی مهر و مهربانی  میدهد 
ماه مهر و ابتدای مدرسه 
از میان خاطرات کودکی 
می روم تا جای جای مدرسه 
ناظم مدرسه می گوید : سلام 
بچه های با وفای مدرسه 
جایتان در قلب ما ، خوش آمدید 
پایتان بر چشمهای مدرسه 
ایرج خالصی

 

   

رسول اکرم(ص) وارد مسجد مدینه شد. چشمش به دو اجتماع افتاد که هر دسته، حلقه ای تشکیل داده، سرگرم کاری بودند. 

دسته ای مشغول عبادت و ذکر و دسته دیگر به تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم بودند. 

هر دو دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آنها مسرور شد. 

به کسانی که همراهش بودند رو کرد و فرمود: «این هر دو دسته کار نیک می کنند و اهل سعادتند». 

آنگاه فرمود: «اما من برای آموزش و دانا کردن فرستاده شده ام». 

سپس خود به طرف همان دسته که به کار تعلیم و تعلم اشتغال داشتند رفت و در حلقه آنها نشست.

 

 

 

سعی کنید از همین حالا، در هر کلاس و مقطعی هستید، 

اهداف بلندی برای آینده علمی خود در نظر بگیرید و با خود عهد کنید که تا رسیدن به آن اهداف از پا ننشینید.  

  

 

 

 

نیروی فکر و ذهن خود را در وادی پوچ خود آرایی و مدگرایی تباه نکنید. 

روح کنجکاوی، کمال خواهی، تنوع طلبی و نوگرایی خود را صرف لباس و خوشگذرانی نکنید. 

رشد و کمال را در علم، ایمان، اخلاق، و فضایل واقعی انسان جستجو کنید. 

دانش آموز یا دانشجوی ساده پوش، تمییز و سخت کوش آینده ای بسیار امیدوارکننده تر از کسی دارد 

که همت خود را مصروف جمال ظاهری و رفاه جسمانی می کند.

 

 

بوی مهر

باز بوی دفتر

پاک کن های سفید

ته مداد قرمز

باز هم مهر رسید

باز هم رج زدن حرف الف

باز هم دخترکی سر به هوا

دختری نازکه نامش کبراست

و د ه ها  سال است

قول ها داده به خود

و گرفته تصمیم

که دگربار، کتاب خود را

باز جا نگذارد. شب به زیر باران

آن کتاب کهنه

هچنان خیس و چروکیده و باران زده است

باز هم سال دگر

باز پاییز دگر

باز تصمیم دگر

باز کوکب خانم

چند مهمان دارد

باز هم سفره رنگین پهن است

و کدام از ماها

در پس این همه سال …

حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم

همچنان با او نیست؟

خوش به حال عباس!

خوش به حال کبری!

خوش به حال حسنک!

که همه دغدغه شان

سفره و دفتر خیس است و صدای یک بز

خوش به حال همه شان!

که ز ما جا ماندند

همه کودک ماندند

و رسیدیم ما به سرابی که هم اکنون هستیم

و غم غربت ایام گذشته است که دایم با ماست.
 

 

 

 

دانلود آهنگ قدیمی بوی ماه مهر یادآور خاطره ها  | p30.baranpatogh.ir

مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق
    با عطر ياد و خاطره هايش چه ديدنيست
    آهنگ پاك زمزمه غنچه هاي ناز
    از لابه لاي وسعت سبزش شنيدنيست
    مهر آمد و تبسمي از جنس نوبهار
    روي لبان پاك و لطيف بنفشه هاست
    گلبوته هاي شادي و شور و نشاط و عشق
    دسته گلي ست آبي و در دست بچه هاست
    مهر آمد و طلوع نجيب و بهاريش
    در جاي جاي دفتر دل سبز و ماندنيست
    شعر بلند خاطره هاي بهار شوق
    در روزهاي آبي و بي كينه خواندنيست
    مهر آمد و نويد شكفتن, و يك حضور
    دل ها همه به پاكي برگ شقايق است
    مي گفت باغبان كه بدانيد قدر آن
    چون بهترين و سبزترين دقايق است
    در گلْسِتان سبز پر از عطر ياس عشق
    آيينه هاي عشق و صفا روبروي ماست
    مهر آمد و درين تپش قلب زندگي
    پرواز تا شكفته شدن آرزوي ماست